|
گــروه فرهنگی انتظــــــار ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
|
![]()
[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 17:40 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
![]()
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:30 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
![]()
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:27 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
یک مجله آمریکایی در گزارشی تصریح کرد که اگر رژیم صهیونیستی تصمیم بگیرد
علیه ایران اقدام نظامی یکجانبهای صورت دهد، این تصمیم احمقانهترین تصمیم
این رژیم از زمان حمله ۱۹۸۲ به لبنان محسوب میشود.مجله آمریکایی تایم در گزارشی به قلم "جو کلین" اعلام کرد که اگر
رژیم صهیونیستی علیه اقدام نظامی یکجانبه انجام دهد، این اقدام
احمقانهترین اقدام تلآویو از زمان حمله ۱۹۸۲ به لبنان است و حتی از آن
فاجعهبارتر خواهد بود. وی در خصوص لفاظیهای نمایندگان جمهوریخواه انتخابات ریاستجمهوری درباره ایران گفت: زمانیکه سیاستمداری چون "نیوت گینگریچ" و "ریک سنتروم" اعلام میکنند که دولت ایران کاملاً بیمنطق است و "فرقه مرگ" است و از الفاظی چون "فرقه شیطانی که به محض آنکه به بمب دست پیدا کند علیه ایران استفاده می کند" ، افرادی در دولت اسرائیل وجود دارند که این اظهارات را به آنها میفروشند. وی تصریح کرد: نگاه کنید، مطلبی که من میگویم این است که ایران نباید بمب داشته باشد زیرا این امر منجر به تشدید یک سری مسائل در منطقه میشود اما وقتی جمهوریخواهان میگویند شما با یک "آیین شیطانی مرگ" (ایران) مواجه هستید که به محض اینکه به بمب دست پیدا کنند، آنرا پرتاب خواهند کرد، این جملات احمقانهای است و واقعیت اینجاست که تعداد زیادی از از مردم ناآگاه آمریکایی هستند که به این جملات ایمان دارند. این چیزی است که من در خصوص مک کین در انتخابات ۲۰۰۸ به آن دست یافتم و این تنها دلیلی بود که مک کین در مبارزات انتخاباتی خود از احمدینژاد استفاده میکرد تا مردمی چون خانواده یهودی مرا بترساند زیرا آنها میدانستند که احمدینژاد یک انکارکننده هولوکاست است. وی در خصوص تصمیم رژیم صهیونیستی برای اقدام نظامی یکجانبه علیه ایران گفت: من نمیدانم اگر آنها چنین تصمیمی بگیرند چه خواهد شد اما میدانم که در صورتیکه چنین اتفاقی بیافتد چه باید کرد. در چنین شرایطی باید تمامی کمکهای نظامی به اسرائیل متوقف شود. منظورم این است که نگاهی به شهرکسازیها بیاندازید، نگاهی به وقت تلف کردنهایی که اوباما درباره شهرکسازیها میکند بیاندازید، او حتی از تأمین بودجه آن همچون اقداماتی که در دوره ریاستجمهوری بوش در دهه ۸۰ میکرد نیز دریغ نمیکند. من فکر میکنم وقتی اسرائیل از توقف شهرکسازی سر باز میزند، قطع کمک به آنها جایز است اما اوباما چنین کاری را نمیکند. وی ادامه: با تمام آنچه که گفته شد، اگر حملهای از جانب اسرائیل به ایران صورت گیرد، من بسیار شوکه میشوم. کمی درباره آن فکر کنید، ارتش اسرائیل قبل از اقدام نظامی این سو و آن سو نمیرود و درباره آنچه که میتواند انجام دهد، لاف نمیزند. ارتش اسرائیل معمولاً قبل از یک جنگ چنین رفتار نمیکند. این راهبرد نیروی دفاع اسرائیل نیست، اینطور نیست؟
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 19:9 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
قدرت بدنی بی نظیر حضرت علی علیه السلام را باید در ردیف معجزات و کرامات
به حساب آورد. تاریخ جهان هیچ شخص دیگری را با چنین نیروی جسمانی فوق
العاده سراغ ندارد. توانایی بدنی آن حضرت، همان گونه که خود آن بزرگوار
فرمودند، یک قدرت عادی و معمولی نبوده، بلکه قدرت الهی و خدایی بود که از
ایمان نیرومند او به خدا نشات می گرفت. شاید خداوند خواسته از طریق این
قدرت بدنی فوق طبیعی، ارتباط آن حضرت با عالم فوق طبیعت را به مردم بفهماند
و آن ها را متوجه شایستگی او برای زمام داری و رهبری جامعه اسلامی پس از
رسول خدا علیه السلام سازد، زیرا کسی می تواند جانشین پیامبر عظیم الشان
شود که همانند وی با عوالم بالا در ارتباط بوده و از هر جهت، توان فوق بشری
برای اداره جوامع انسانی داشته باشد؛ و چنین شخصی- بدون تردید- کسی جز علی
علیه السلام نبوده است. بی شک قدرت بدنی حضرت علی علیه السلام یکی از فضایل آن حضرت بود. همین نعمت بود که به وی امکان آن همه خدمت به اسلام عزیز را بخشید و اگر این نعمت بزرگ نبود، اسلام آن چنان که باید پا نمی گرفت و یا به طور کلی نابود می گردید. پیامبر بزرگ خدا، حضرت محمد علیه السلام در مقام ارزیابی، یک ضربه شمشیر حضرت علی السلام را از مجموع عبادات جنّ و انس، برترو ارزشمندتر می شمارد. به واسطه همین قدرت و شجاعت ناشی از همین ایمان بی نظیر و راسخ آن حضرت به خدا و رسولش بود که ملقّب به "اَسَدُ اللهِ الغالِب" (یعنی شیر همیشه پیروز خدا) گردید. در این جا توجه شما را به چند ماجرای تاریخی در مورد قدرت بدنی آن حضرت در سنین کودکی و بزرگ سالی جلب می کنم: 1- امام صادق علیه السلام می فرماید: فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی علیه السلام می گوید: هنگامی که علی علیه السلام مقداری رشد کرد، من او را با پارچه پهنی محکم بستم و در گهواره قرار دادم، ولی او با دستان و دندان های خود آن را شکافت. سپس او را در دو پارچه پیچیدم، آن دو پارچه را نیز شکافت. به تعداد قطعات می افزودم و او همه آن ها را پاره می کرد، تا جایی که وی را در هفت قطعه که یکی از آن ها از جنس چرم و یکی نیز از جنس ابریشم بود پیچیدم، ولی او همه آنها را شکافت... 2- عمر خطّاب می گوید: زمانی که حضرت علی علیه السلام در گهواره بود، ماری را دید که قصد نیش زدن آن حضرت را دارد. دستان امام بسته بود، ولی او تلاش نموده و دست راست خود را خارج نموده و با آن گردن مار را گرفت و آن چنان فشرد که انگشتانش به داخل بدن مار فرو رفته و مار در چنگ آن حضرت جان سپرد. وقتی مادرش سر رسید و مار را در دست فرزند دید، فریاد زده و از مردم کمک خواست. مردم نیز جمع شدند. آن گاه مادر حضرت، خطاب به وی گفت : "کَاَنَّکَ حَیدَرَةُ؛ گویا تو یک شیر خشگمین هستی!" 3- جابر جعفی می گوید: دایه حضرت علی علیه السلام زنی بود از بنی هلال که خود نیز کودکی داشت که یک سال از علی علیه السلام بزرگ تر بود. روزی دایه، این دو طفل را در خیمه گذاشته و به دنبال کار خود رفت. فرزند دایه از خیمه خارج شده و خود به سر چاهی که در نزدیکی خیمه بود رسانید. علی علیه السلام نیز با او همراه بود. ![]()
ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 11:54 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
راوی گوید به نزد آن حضرت آمدند و جریان را از اول تا آخر عرض کردند و
تورات را هم چنان گشاده به همراه داشته امیرالمؤمنین به آنان فرمود: اگر
پاسخ این پرسشها را آن چنان که خودتان میدانید بگویم اسلام را خواهید
پذیرفت؟ یکی از صادقان آل محمد میفرماید دو تن از یهودیان خیبر که تورات را گشوده با خود داشتند به قصد ملاقات پیغمبر آمدند وقتی آمدند دیدند پیغمبر از دنیا رفته، پس به نزد ابی بکر آمدند و گفتند ما آمده بودیم و مقصود ما دیدار پیغمبر بود تا از او سؤالی بکنیم اکنون میبینیم که او از دنیا رفته ابو بکر گفت : سؤال شما چیست؟ گفتند ما را خبر ده از یکی و دو سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت و نه و ده و بیست و سی و چهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد و نود و صد. ابو بکر گفت: در این باره چیزی نزد من نیست به خدمت علی ابن ابی طالب برسید، راوی گوید به نزد آن حضرت آمدند و جریان را از اول تا آخر عرض کردند و تورات را هم چنان گشاده به همراه داشته امیرالمؤمنین به آنان فرمود: اگر پاسخ این پرسشها را آن چنان که خودتان میدانید بگویم اسلام را خواهید پذیرفت؟ عرض کردند: آری حضرت بیان کردند: اما یک او خدای یکتا است که شریک ندارد. و اما دو فرموده خدای عز و جل است(سوره نحل آیه ۵۱) دو خدا برای خود نگیرید که خدا فقط یکی است. و اما سه و چهار و پنج و شش و هفت و هشت فرموده خدای عز و جل است در قرآنش در باره اصحاب کهف (سوره کهف آیه ۲۲ ) گویند که اصحاب کهف سه نفر بودند که چهارمیشان سگ آنان است و گویند پنج نفرند ششمی آنان سگشان است و این گفتارشان سگ به تاریکی انداختن است و می گویند که هفت نفر بودند و هشتمی آنان سگشان است. و اما نه فرمایش خدای عز و جل است در قرآن است (سوره نمل آیه ۴۸ ) نه طایفه در شهر بودند که در زمین فساد میکردند و اصلاح نمینمودند. و اما ده فرموده خدای عز و جل است (سوره بقره آیه ۱۹۶) این ده روز تمام و او بیست فرموده خدای عز و جل است (سوره انفال آیه ۶۵) اگر بیست نفر از شما پایدار باشد به دویست نفر پیروز خواهد شد و او سی و چهل فرموده خدای عز و جل است در قرآن (سوره اعراف آیه ۱۴۲) ما به موسی سی شب وعده دادیم و با ده شب دیگر کاملش کردیم تا وعده پروردگارش چهل شب کامل گردید. بیست فرموده خدای عز و جل است (سوره انفال آیه ۶۵) اگر بیست نفر از شما پایدار باشد به دویست نفر پیروز خواهد شد. و اما پنجاه فرموده خدای عز و جل است در قرآنش (سوره معارج آیه ۴) در روزی که اندازهاش پنجاه هزار سال است. و اما شصت فرموده خدای عز و جل است در قرآنش (سوره مجادله آیه ۴) کسی که نتواند شصت در مانده را طعام دهد. و اما هفتاد فرمایش خدای عز و جل است در قرآنش (سوره اعراف آیه ۵۵ ) موسی از میان قوم خود هفتاد نفر برای وعدهگاه ما برگزید. و اما هشتاد فرموده خدای عز و جل است در قرآنش (سوره نور آیه ۴) آنان که زنان شوهردار را متهم به زنا میکنند و چهار نفر گواه بر گفتار خود ندارند هشتاد تازیانه به آنان بزنید. و اما نود فرموده خدای عز و جل است در قرآنش (سوره ص آیه ۲۳) این برادر من است که نود و نه گوسفند دارد. و اما صد فرموده خدای عز و جل است در قرآنش (سوره نور آیه ۲ )هر زن زناکار و مرد زناکار را به هر یک صد تازیانه بزنید) راوی گوید هر دو یهودی بدست امیرالمؤمنین اسلام را پذیرفتند. [ چهارشنبه دهم اسفند 1390 ] [ 12:14 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
«شان استون» پسر الیور استون فیلمساز بزرگ آمریکایی ظهر امروز -۲۵ بهمن ماه- با
حضور در دفتر آیت الله ناصری واقع در اصفهان به دین اسلام مشرف شد و نام پیشوای اول
شیعیان امیرالمومنین علی (ع) را برای خود برگزید. بنا بر این گزارش، شان استون که خود نیز در زمینه فیلمسازی فعالیت میکند، مدتی پیش برای حضور در همایشی با موضوع بررسی فیلمهای هالیوودی به ایران آمد و طی حضورش در ایران با فرج الله سلحشور نیز دیدار کرد. استون به منظور تشرف به دین اسلام چند روزی است که در اصفهان به سر میبرد. او لحظاتی پیش با قرائت شهادتین به دین اسلام و مذهب شیعه روی آورد. بنا بر این گزارش، «علی استون» که پیش از این نیز گردن بندی با تصویر شمشیر ذوالفقار حضرت علی(ع) بر گردن میآویخت، راجع به این کارش در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: دوستی لبنانی دارم که مسلمان است و به حضرت علی(ع) علاقه بسیاری دارد. او معتقد است اگر همواره نشانهای از این بزرگوار با خود داشته باشی از گزند دشمنانت محفوظ خواهی بود و من هم به همین منظور این گردن بند را بر گردنم میآویزم و همواره روی قلبم است و به من آرامش میدهد. [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 11:34 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
شیخ محمد حسین مفتی اعظم بیت المقدس در یک سخنرانی به مناسبت سالگرد تشکیل گروه
فلسطینی فتح ، حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کرد که باعث
وحشت و خشم صهیونیست ها شد . این حدیث نوعی پیش گویی درباره عاقبت کار صهیونیست ها
در سرزمین های اشغالی فلسطین است . این روحانی مسلمان گفت که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : " قیامت نخواهد شد مگر آنکه شما مسلمانان با یهودیان بجنگید تا آنان در پشت صخره ها و درخت ها پنهان شوند و درختان و صخره ها به مسلمانان ندا دهند که یهودیان اینجا هستند، بیائید و آنها را بکشید." روزنامه صهیونیستی جروزالم پست در واکنش به انتشار این حدیث نبوی نوشت : بیان چنین سخنانی به منزله خط دادن به مسلمانان برای حمله به یهودیان و یهودیت است. این نشریه نوشت : صهیونیست ها همیشه به شنیدن سخنان تهدیدآمیز از همسایگان شان عادت داشته اند اما این بار این سخنان را از کنار خودشان می شنوند . شیخ محمد حسین مفتی و رهبر ارشد مسلمانان در اماکن مقدس بیت المقدس و از جمله مسجد الاقصی سومین مسجد مقدس مسلمانان است. ![]() [ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 11:31 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
غیبت امام معصوم مسئله عادی و آسانی نیست که بتوان آن را به راحتی به
جامعه انتقال داد بلکه تحمل آن برای جامعه بسیار شکننده است و نقطه ثقل
بستر سازی و آمادگی جامعه برای تحمل این واقعه متوجه امام عسگری(علیه
السلام) است.حجت الاسلام مجتبی رضایی عضو هیئت علمی موسسه آینده روشن در واکاوی و
بررسی ابعاد مختلف فعالیت های امام حسن عسگری (علیه السلام) در زمینه سازی
و آمادگی جامعه برای دوران غیبت به خبرنگار شبستان گفت: هر مکتبی پس از
پیدایش و رشد، هنگامی که مناطقی را تحت نفوذ خود قرار می دهد نیازمند
افرادی است که نماینده، مروج و مبلغ آن مکتب در نواحی مختلف باشند و این
نیاز خود را در قالبی به نام نمایندگی، نیابت و یا وکالت نشان می دهد. این
یک سیره مستمر عقلایی و برنامه ای همگانی و همه جایی است که مذهب تشیع نیز
از این قانون مستثنی نیست. ریشه های سازمان وکالت در دوران حضرت رسول(ص) وی افزود: تشیع با توجه به فراگیر بودن در جامعه اسلامی و پراکندگی آن در مناطق مختلف دنیای آن روز و امروز نیاز به افرادی دارد که مسئولیت نیابت و وکالت آن را در گوشه گوشه دنیا بر عهده داشته باشند. اهل بیت و امامان شیعه نیز براساس همین سیره عقلایی نیاز به بازوهای فکری و اجرایی داشتند که بتوانند رابط میان امام و مردم بوده و افکار و عقاید امامان را به مردم منتقل کرده و تفهیم کنند. بنابراین موضوع وکالت یک مساله اختراعی از سوی ائمه نیست. سازمان وکالت نیز مختص اهل بیت یا مذهب تشیع نبوده است بلکه یک سیره عقلایی است که ممکن است تنها نامهای مختلفی بر آن نهاده شود. عضو هیئت علمی موسسه آینده روشن تصریح کرد: نکته مهم در بررسی سازمان وکالت این است که این سازمان ریشه در دوران حضرت رسول (ص) دارد دورانی که اسلام رو به رشد است. چرا که در یک بازه زمانی پیامبر تنها با شهر مکه یا مدینه سرو کار دارد. اما زمانی جامعه اسلامی به قدری گسترش یافت که تمامی عربستان و یمن را فرا گرفت و دیگر شخص پیامبر نمی توانست به تنهایی به کلیه این مناطق سرکشی کند. بنابراین نیازمند افرادی بود که تبلیغ و ترویج احکام را بر عهده بگیرند پس سازمان وکالت در فرهنگ اسلامی ما ریشه در زمان پیامبر دارد. وی خاطرنشان کرد: حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) از معروفترین افرادی است که به نیابت از پیامبر به مناطق اسلامی گسیل شدند حضرت مدتی نائب و نماینده پیامبر در یمن بود و شیعیان امروز یمن یادگاران امیرالمومنین در این منطقه هستند. این سازمان در زمان ائمه و توجه به حصر و منعی که نسبت به اهل بیت وجود داشت توسعه و گسترش یافت. فراز و فرودهای سازمان وکالت در زمان ائمه(علیهم السلام) حجت الاسلام رضایی با تبیین وضعیت جامعه اسلامی در زمان اهل بیت(علیهم السلام) گفت: اهل بیت(علیهم السلام) در برخی از زمانها از آزادی عمل بیشتری برخوردار بودند به عنوان مثال در زمان حضرت علی (علیه السلام) مردم راحت تر با امام در ارتباط بودند یا اوایل دوران امام صادق (علیه السلام) که دوران برپایی کلاسهای درس و مجالس علمی بود و امام نیز از این فضای آزاد استفاده می کرد به گونه ای که مردم باسواد و بی سواد مسلمان و غیرمسلمان، شیعه و غیرشیعه می توانستند با ایشان ارتباط داشته باشند. اما در برخی از زمانها اوضاع امامان معصوم به این شکل نبود بلکه در فشار، سیطره و نفوذ حکومت بودند که در این دوران سازمان وکالت بیشتر خود را نشان می دهد و ارتباط مردم با امام تقریباً منحصر به همین وکلا و نمایندگان است که نمونه بارز آن را در زمان امام کاظم (علیه السلام) می بینیم. وی افزود: با توجه به این که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) دورانی از عمرشان را در زندان به سر می بردند به ناچار ارتباطشان با مردم قطع شد و مردم منحصراً از طریق نمایندگان امام با او ارتباط داشتند هر چند که این نمایندگان دچار انحراف شده و جامعه را نیز منحرف کردند. این سازمان در زمان ائمه فراز و فرودهایی داشت گاه نقش برجسته ای به دوش می کشید و گاه کمرنگ تر می نمود. انتقال محوریت جامعه به نمایندگان ائمه(علیهم السلام) عضو هیئت علمی موسسه آینده روشن تصریح کرد: اوج وظایف و فعالیت این سازمان از زمان امام جواد (علیه السلام) آغاز می شود و تا دوران غیبت ادامه می یابد. اهل بیت(علیهم السلام) در این دوران در حصر شدید هستند. امام جواد (علیه السلام) در بغداد و امام هادی و امام عسگری(علیه السلام) در سامرا و در منطقه نظامی محصورند و نمایندگان ائمه یا همان وکلا تنها محور ارتباط و اتصال جامعه شیعی با امام هستند. حجت الاسلام رضایی با بیان این نکته که حتی وکلا نیز در برقراری ارتباط با امام دچار مشکل بودند افزود: وکلا نیز نمی توانستند به راحتی با امام ارتباط داشته باشند اما در این زمان شرایط به گونه ای تغییر کرد که گویا محوریت جامعه به آنها منتقل شده بود. ادامه مطلب [ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 18:8 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
قرار بود رواق جدید امام رضا رو بسازیم .دل تو دلم نبود هم مهندس،مهندس به
نامی بود هم کار کار بزرگی بودآرزوی هرکسی بود که توی حرم امام رضا یه
یادگار ازخودش بذاره حالا این لیاقت نصیب من شده بود . کار رو شروع کرده بودیم اما کار اصلی که سردرب ورودی بود باقی مونده بود،نمیدونم چی شد که قرار شدشیخ(مهندس وطراح رواق) از مشهد بره البته نه برای همیشه بلکه کاری پیش اومده بود و قرار بود برای چند روزی بالای سرکار نباشه .وقتی شیخ خواست حرم رو ترک کنه رو کرد به من و گفت : معمار دست به این سردر نمیزنی تا من برگردم ! منم که به کار مهندسی شیخ اعتماد کامل داشتم باوجودیکه تعجب میکردم ولی گفتم : به روی چشم شیخ حتما وایمیسم تا شما برگردی . کار رواق تموم شده بود و دیگه همه چیز معطل سردرب یا همون ورودی بوداما طبق دستور شیخ نباید این کار رو انجام میدادم تاخودش بیاد.شب که ازکار دست کشیدم و بعد ازانجام کارهام خواب اومدسراغم توی خواب امام رضا رو دیدم که ازم پرسید:معمار چرا کار رو تموم نمیکنی؟ جواب دادم: آقا جان شیخ امر فرمودن که اینکارو نکنم .چون میخوان خودشون بالای سراین قسمت کار باشن . آقارو به من کردو ادامه داد: معطل شیخ نشید کار رو تمومش کنید. صبح که بلند شدم وقتی به سردرب نگاه میکردم یاد خواب دیشب می افتادم اما چهره شیخ جلوی چشمم ظاهر میشد که با صلابت خاصی به من گفته بود: دست به ورودی نمیزنی تا خودم برگردم. پیش خودم گفتم :خب حالا باید چیکار کرد؟ این سوال بارها اون روز توی ذهنم نقش میبست و جوابی براش نداشتم تااینکه اون روز باخرده کاری های اطراف سپری شدو منم دست به معماری ورودی نزدم. شب که بعد ازانجام کارهای عادی خودم به خواب رفتم دوباره توی خواب امام رضا رو بخواب دیدم که میفرمودند: معمار منتظر شیخ نباش خودت دست به کار شو و ورودی رو تموش کن. روز دوم رو هم باسوال دیروزم سپری میکردم اما هیچ جوابی براش پیدا نمیکردم تااینکه شب سوم هم توی خواب امام رضا رو بخواب دیدم که اینبار گویا ازمن و سردرگمی من ناراحت شده بودن . باتندی خطاب به من کردن و فرمودن :معمار مگه من نگفتم کار رو تمومش کن؟ بادستپاچگی جواب دادم : آقاجان میخوام انجام بدم امام شیخ ناراحت میشن که از دستورشون سرپیچی کردم . آقافرمودند: نیازی نیست منتظر شیخ باشید کار رو تموم کنید .
ادامه مطلب [ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 22:31 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
روزهای پایانی ماه صفر که ما عزای آل
الله است به دلیل همزمانی با ایام رحلت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و
شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) قلوب مسلمین
به ویژه شیعیان را در پایان دو ماه عزاداری برای سالار شهیدان غمبارتر از
پیش می کند. اما همین ایام سراسر حزن و اندوه فرصتی است مناسب برای آنکه
عظمت پیامبری مهرآفرین نه تنها از منظر مسلمانانی که به او و رسالتش ایمان
آورده اند، بلکه از دریچه نگاه اندیشمندانی غیرمسلمان به بحث گذاشته شود. لئون تولستوی: نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است، در کتاب” اسلام و عرب” دکتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159، نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دارد. وی که سرمشق افرادی همچون گاندی بوده، چنین می گوید: «شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام می باشد. شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد. گاندی: ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در کتاب «هند جدید» در مورد شخصیت محمد(صلی الله علیه و آله) میگوید: «جالب است بدانید که بهترین کسی که امروزه بدون هیچ چون و چرایی، در قلب میلیونها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اینجا من متقاعد شدهام که این شمشیر نبود که در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام کرد. «محمد» سخت ساده زیست بود. مثل دیگر پیامبران متقی بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بیباکی و توکل مطلق به خدا در رسالت شخصی، از ویژگیهای محمد(صلی الله علیه و آله) بود. قبل از این ویژگیها او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمیکرد». لامارتین: «اگر بزرگی هدف، کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفتانگیز، سه محور سنجش هوش بشری باشد، چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با «محمد» دارد؟ نامآورترین مردمان فقط ارتش، قوانین و فرمانرواییها را ایجاد کردهاند. اگر نگوییم آنچه بنیاد نهادهاند، چیزی نیست، باید گفت: چیزی بیشتر از قدرت مادی که غالباً در چشم به هم زدنی فرو میپاشد، ایجاد نکردهاند. این مرد نه فقط ارتش ها، قوانین، فرمانروایی، مردمان و سلسلهها، بلکه میلیونها نفر؛ یعنی یک سوم از ساکنان این جهان و حتی بیشتر از آن را حرکت داد. او پرستشگاهها، خدایان، ادیان، عقاید، اندیشهها و نفوس را متحوّل کرد. صبر او در پیروزی، بلند همتی او که تماماً در جهت یک عقیده بود، نه نوعی تلاش برای فرمانروایی، نمازهای بینهایت او، زمزمههای سرّی او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است. محمد یک معلم مذهبی، یک مصلح اجتماعی، یک رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی کردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقهمند و پدری با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد دیگری در تاریخ نیست که در هر کدام از این جنبههای مختلف زندگی، بر او برتری یابد یا با او برابری کند. فقط آن شخصیت نوعدوست بود که چنین کمالات باورنکردنی را در خود جمع کرده بود». ویل دورانت: مورخ و نویسنده آمریکایی (1885-1981) که میلیونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه می کنند، در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهارنظر می کند: اگر به میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم، باید بگوئیم که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا بتاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود کمتر کسی را جز او می توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد (صلی الله علیه و آله) از قبایل بت پرست و پراکنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آئینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد، که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن یک امپراتوری عظیم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد. کارل مارکس: بر ماست که آن مرد عرب را رسول آسمان بر زمین بدانیم جملات کارل مارکس دانشمند آلمانی در مورد پیامبر اسلام قابل تأمل است. وی از مردان سیاست، فلسفه اجتماعی و نویسنده بیانیه کمونیستی است. در کتاب خود به نام «زندگی» میگوید: به درستی که آن مرد عرب اشتباهات مسیحیت و یهودیت را درک کرد و با همتی که عاری از خطر نبود در میان اقوام بتپرست قیام نمود و آنان را به توحید دعوت فرمود و جاودانی روح را در نهاد آنها کاشت. سزاوار نیست که تنها در شمار مردان بزرگ تاریخ به شمار آید، بلکه بر ماست تا به پیامبری او اعتراف نموده و او را رسول آسمان بر زمین بدانیم. جواهر لعل نهرو: محمد(صلی الله علیه و آله) عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت جواهر لعل نهرو نخست وزیر هند در کتاب خود «نگرشی بر تاریخ جهان» چنین میگوید: محمد(صلی الله علیه و آله) برای نشر رسالت خود شتاب نداشت بلکه مدتی در سکوت زندگی کرد. مایه شگفتی و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آنجا که او را امین لقب دادند او به خود و پیامبری خود باور داشت و با این اعتماد و ایمان، وسایل اقتدار، عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت و آنها را از مردمانی ساکن صحرا به سرورانی مبدل کرد که نصف جهان شناختهشده زمان خود را فتح کردند. گوته: محمد(صلی الله علیه و آله)، چشمهای جوشان گوته بزرگترین شاعر آلمان است. او در مقدمه خود بر کتاب «محمدیات» نوشته دیسون آلمانی که نویسنده شهیر عمر ابوالنصر آن را از زبان فرانسه به عربی برگرداند، تحت عنوان سرود محمد (صلی الله علیه و آله) یا فیض اسلام میگوید: «به چشمه کوه که پریشان، مملو و صاف است نگاه بینداز، مانند شعاع درخشندهای (گوهری) در بالای ابرها، ملائکه خیر آن را در گهوارهاش در روزی که میان شکافهای سنگها لانه گرفتهاند، رضاع کردهاند. به درستی که آن سخاوتمندانه و پاک از ابر جریان مییابد، آنگاه شاد و خوشحال شدیدتر میشود. در گردنههای صعبالعبور حرکت میکند، انواع بیشماری از سنگهای سر راه خود را از جا میکند. در سر راه خود خواهران چشمههای پر آب را که خود مانند یک مرشد امینی آنها را همراه میبرد و اما در گشادگی، ریاحین در پای آن فیضان میکنند و چمنزارها از نفسهای آن زنده میشوند و وادی سایهدار آن را بر نمیگردانند و نه ریاحین که طوقی بر ساقهای آنند و سعی در جدا کردن و سرگردان ساختن آن را به لحاظ فتنهانگیزی میکنند...؛ تا آنجا که میگوید: و این آستینهای طبیعت بخشنده است که بدان یاری میبخشند آنگاه در مسیر حرکت خود از کنار شهرها اسامی آنها را جایزه میدهد و در مقدم آن شهرهایی به وجود میآیند متوقف نمیشوند و همواره بانگ برمیآورد و به پیش میرود، هیچ توقفدهندهای آن را متوقف نمیسازد و در پشت خود پراکندگیها و کاخها را نتیجه فراوانی گیاه و سبزه و تولید باقی میگذارد و آن خود محمدبن عبدالله(صلی الله علیه و آله) است.» ![]()
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 20:45 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
داستانى درباره گرگ
گرسنه یكى از علماى جامع و كامل و عارف و فیلسوف كه همه شما او را مىشناسید ، ایشان مىفرمودند: براى دیدن یكى از اقوام به شهرمان در یك منطقه سردسیر كشاورزى رفتم. وقتى وارد خانهاش شدم، گفت: آقا! اول یك مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید. گفتم: بفرمایید، گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است، پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم كه به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یك گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را كه دید، اصلاً عكس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود. فكر كردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، اینها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیكش كه شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مىاندازم و فرار مىكنم. اگر عكس العملى نشان نداد، جلو مىروم. دیدن گرگ مادر و پذیرایى از او كنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود ، جلو آمدم ، دیدم نه ، عكس العملى نشان نمىدهد ، زنده هم هست ، نمرده ، نزدیك او رسیدم ، دیدم مقدارى شكمش را بلند كرد و زیر شكمش چهار پنج تا بچه گرگ است كه تازه آنها را زاییده بود. هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچهها یك مرتبه شروع به ناله كردن كردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این كه مىخواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نكند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچههایم گرسنه هستند. سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچههایش گذاشت، مادر است. میزان محبت خدا بر بندگان خدا فرمود: محبت كل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع كنند، یك ذره محبت من را نشان نمىدهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یكىاش را در كل عالم پخش كردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم كه قیامت خرج آنها كنم.(4) ما با دلگرمى امشب پیش تو آمدیم، خیلى هم دلمان گرم است، هیچ ناراحتىاى نداریم. گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت، كجا برود؟ نمك خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، كجا برود؟ حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: «اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى كودكى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد. پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفكند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن به فرزندش است.» در همان كتاب از رسول خدا روایت شده كه خداوند صد رحمت دارد كه یكى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افكند كه به واسطه آن با هم انس مىگیرند و ددان تولههاى خود را پاس مىدارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیرهاى است كه پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مىدهد.» درختها شكوفه كردند و بچه گرگها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى مىكردند، كم كم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمىكند، پشت یك درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار كوتاه آخر باغ بیرون مىرود و عصر برمىگردد و غذا مىآورد، دریدن گوسفند صاحبخانه توسط بچه گرگها یك روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یك بره را خفه كردند و داخل آلاچیق كشیدند و شروع به خوردن كردند. گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده كه بچههاى او كشته بودند، دیدم این بچهها را مىگرفت و چهار پنج بار به زمین مىكوبید؛ كه بىمروتها! آخر چهار ماه است به ما محبت كرده، بره او را چرا پاره كردید؟ ما كه پنجاه سال است نان خدا را مىخوریم و كفران مىكنیم. گرگ، بچهها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه كرد و چشمش پر از اشك شد كه من شرمنده و خجالت زده هستم. حالا سؤال شرعى من این است كه گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یك بره كوچك آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست كه من به جاى آن برهاى كه بچههایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمىدانم هم از چه گلهاى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟ انسان عاقل و فهمیده! كسى كه خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهمالسلام را فرستاده است! خانمهایى كه برایتان فاطمه علیهاالسلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم كه تلافى گناهان گذشته خودمان را بكنیم؟ باز معرفت گرگ كه رفت و یك بره پیدا كرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیهالسلام را مىزنیم: « ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البكاء » ما غیر از گریه سرمایهاى نداریم.
[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 10:32 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
اگر از گناه(مطهری) (رجایی) هست که(بهشتی) شوی اگر(با هنر) شهادت آشنایی(مفتح) در های بهشت خواهی شد اگر با (همت) تقوا پیشه کنی(صیاد) دل ها می گردی و اگر در علم و عمل (مجتهدی) به یقین( حق شناس) شوی
[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 20:55 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
یکی از استادان درس خارج اصول حوزه علمیه خراسان با
استدلالی قرآنی، خواستار توجه جدی مسؤولان به مساله تفکیک جنسیتی در
دانشگاهها شد. آیتالله سیدمهدی موسوی خلخالی، مدرس خارج اصول حوزه
علمیه خراسان در درس خود به مناسبت بیان آیاتی فقهی و اصولی در ضمن درس از
نگاه های حرام در جامعه و اماکن مختلف انتقاد کرد و افزود: باید طبق آیه
«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا
فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا
یَصْنَعُونَ » مردان و زنان مسلمان از این حرام چشم پوشی کنند.وی با بیان
تفسیرآیه مذکور «غضوا البصر» را به این صورت ترجمه کرد: منظور از این آیه
سدالبصر و بستن چشم نیست؛ بلکه منظور صرف نظر و برگرداندن روی از نگاه حرام
و پایین انداختن چشم است و کلمه (قل) در ابتدای آیه به معنی امر به چشم
پوشی و غضوا البصر است.مدرس خارج اصول حوزه علیمه خراسان در ادامه آیه با
بیان جمله (ازکی لهم ) دوری از نگاه حرام در بین نامحرمان را موجب دوری
فساد از جامعه دانست.
وی از مشترک بودن کلاس های دختران و پسران انتقاد و
چنین عنوان کرد: در شان جمهوری اسلامی نیست که کلاس های مختلط برگزار شود؛
زیرا خواه ناخواه نگاه آنها در کلاس به دلایل مختلف به هم افتاده و موجب
افکار پریشان و فساد در جامعه می شود.
آیت الله خلخالی با بیان شان نزول آیه یادآور شد: در زمان پیامبر اکرم (ص) جوان عربی به دلیل عدم رعایت حجاب از سوی نامحرم به دنبال او راه افتاده و در نهایت با برخورد به دیوار و جراحتی که سبب خونریزی او شد به محضر پیامبر شرفیاب شده و از وضع حجاب آن زن شکایت گرد که آن آیه نازل شد و امر به چشم پوشی از نگاه نامحرمان کرد و در ضمن آن امر به حفظ حجاب برای زنان تاکید کرد. وی بر مبنای همین آیه مشاهده سینه زنی مردان بدون لباس را برای زنان حرام دانست و افزود: اگر در امر ازدواج جوانان تسریع و سهولت انجام گیرد و نیز حجاب اسلامی رعایت شود شاهد فساد در جامعه و وضع موجود نخواهیم بود. آیت الله موسوی خلخالی بی بندوباری در نظر و شهوترانی و بی بندوباری در حجاب را از مشکلات غرب دانست که سبب ایجاد بحران در جوامع غربی شده است و حاصل آن افزایش آمار طلاق، قتل و جنایت و فسادهای اجتماعی دیگر از این قبیل شده است. وی با تاکید بر مضمون آیه افزود: در صورت جلوگیری از نگاه حرام و بی حجابی و امر به چشم پوشی، بی عفتی و فساد در جامعه کاهش پیدا می کند. [ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 12:8 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
Interview with god گفتگو با خدا
I dreamed I had an Interview with god خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم
So you would like to Interview me? “God asked” خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟
ادامه مطلب [ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ 12:54 ] [ گروه فرهنگی انتظار ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |